از صبح تا حالا عین چی بیهوش خواب خوابی از سردرد میپیچی به خودت الان که وقت خوابه دلت میخواد بشینی با یکی صوبت کنی کارای خونه و بکنی اما از تاریکی و تنهایی که بترسی وحشت میکنی و مجبوری به رمان اکتفا کنی و سعی کنی از تو تخت جم نخوری :/
پ.ن: شب خوش
برچسب:
نویسنده: حسین رادمنش